سایر منو ها
شناسنامه سايت
دعوت به همكاري
لینکستان
گزيده ديگر سايت ها
دانش نامه مشرق
نقشه سايت
صفحه اصلي
مقالات
پايان نامه ها
خبرها
ارتباط با مدیریت
گزارش ها
كتاب ها
 
Home arrow  مقالات arrow اصول حاكم بر جنگهاي پيامبر(ص): قسمت نخست
اصول حاكم بر جنگهاي پيامبر(ص): قسمت نخست چاپ ارسال به دوست
تحقيق ها و پژوهشهاي تاريخي - تاريخ اسلام
نویسنده محسن شريفي   
17 جوزا 1387

muhammad  

اصول حاكم بر جنگهاي پيامبر(ص)

نويسنده: محسن شريفي

پيش‌گفتار:

چهارده قرن پيش، خورشيد فروزان اسلام در سرزمين حجاز تابيد و به سرعت و در اندك زماني، در آسيا، آفريقا و جاهاي ديگر گسترش يافت. اين مسئله يكي از مسائل مهم تاريخي است كه درباره علل آن بحث و گفتگوهاي فراواني شده و مي‌شود. و بعضاَ برخي دشمنان اسلام و نويسندگان غربي خود را به زحمت انداخته تا ثابت كنند كه پيشرفت سريع اسلام، به زور شمشير و سلاح بوده است و كوشيده‌اند تا از دين اسلام و پيام‌آور آن، حضرت محمد(ص) چهره‌اي خشن، مستبد و خونريز به جهانيان ارائه دهند.

وقتي ابعاد گوناگون زندگي آن‌حضرت، به خصوص وقايع مربوط به جنگ را مورد بحث و بررسي قرار مي‌دهيم، مي‌بينيم كه ايشان تا حد امكان سعي مي‌كردند از جنگ بپرهيزند و با مخالفان از در صلح و مدارا وارد شوند و درصورت بروز جنگ نيز، ارزشهاي اخلاقي را در هر شرايطي مراعات مي‌كردند. و حتي در دوران اقتدار سياسي نيز براي تمامي مردم مظهر واقعي رحمت الهي و پيام‌آور راستين صلح و دوستي بودند. و اين امور و امثال آنها بود كه موجبات گسترش اسلام را به نقاط ديگر فراهم آورد.

از اين‌رو، در اين نوشتار سعي خواهد شد از طرفي اصولي را كه آن‌حضرت در طي جنگ‌ها و جهاد اسلامي خويش بر عليه كفار و دشمنان اسلام به كار مي‌بردند در دو بخش اصول تاكتيكي و اصول اخلاقي مورد بحث و بررسي قرار دهد و از سوي ديگر، در بخش سوم، پس از نقل برخي از اتهامات و افتراهاي نويسندگان متعصب غربي مبني بر  جنگ‌طلب بودن پيامبر و اينكه اسلام به زور شمشير گسترش يافت، به اتهامات و افتراهاي آنان، با توجه به سخنان برخي از نويسندگان منصف هم‌كيش خود آنان پاسخ داده شود.

تعريف مفاهيم:

1. اصول

«اصول» جمع «اصل» و عبارتست از پائين و بيخ چيزي، مثل اصل درخت را كند. اصل ديوار نشست و غيره.

اصل هر چيز آن است كه وجود آن چيز بدان متكي است. چنانكه پدر اصل فرزند است. راغب گويد: اصل هر چيزي پايه و قاعدة آن است چنانكه اگر گمان برند چيزي ارتفاع يافته است بر اثر ارتفاع يافتن آن، ديگر اجزاي آن هم ارتفاع يابد.1

اصل يا ريشه، در لغت پائين‌ترين جزء هر چيزي است كه ساير اجزاء شيء به آن محتاجند اما خود به چيزي محتاج نيست. در شرع، اصل چيزي است كه چيزهاي ديگر بر آن بنا مي‌شود، يعني چيزي است كه حكم آن في نفسه ثابت است و امور ديگر توسط آن اثبات مي‌شود. بنا كردن چيزي بر روي اصل و ريشه يا حسي است يا عقلي. بناي حسي مثل نهادن سقف بر روي ديوار و بناي عقلي مثل بناي افعال و رفتار بر اصول اخلاقي و بناي مجاز بر حقيقت و بناي احكام جزئي بر احكام كلي و معلول بر علت و غيره.2

2. جهاد

جهاد (به كسر جيم) در لغت، به معني كارزار كردن، جنگ كردن است.3 و در لغت‌نامه دهخدا آمده است كه جهاد (به كسر اول) مصدر عربي است و به نقل از ربنجي، قصدي است كه به سوي دشمن كنند براي حرب.4و در اصطلاح به معني كارزار با كفار است در راه دين، و در قرآن به لفظ قتال، بيشتر آمده است.5 و در فرهنگ حقوقي تعريف اصطلاح جهاد چنين آمده است: «جهاد در حقوق عمومي اسلام، عبارتست از مبارزة مسلمين با اجانب (يا كفار) به منظور دعوت آنان به دين اسلام و يا به منظور دفاع از استقلال حكومت اسلام و مسلمين و همچنين مبارزه با شورشيان داخلي كه قيام دستجمعي و مسلح عليه حكومت قانوني اسلام نمايند».6

بخش اول: اصول تاكتيكي:

مقدمه:

تدابير و تاكتيك‌هاي نظامي مهمترين اصل در جنگ‌ها بوده و مي‌باشند، به طوري كه ديگر امور همه تحت‌الشعاع آن قرار مي‌گيرد. و پيروز واقعي طرفي است كه بيشتر فكر كرده و تدبير و تاكتيك تازه و حساب شده‌اي پياده كند و دشمن را غافلگير كند. تدابيري چون: سازماندهي نيروها و استفاده از تمامي آنها، اطلاع از سازماندهي، تدابيرو آرايش نظامي دشمن و به كار بردن تدابير لازم بر برابر آن، آگاهي از نقاط قوت و ضعف خود و دشمن و استفاده از نقاط ضعف طرف مقابل و رفع نقاط ضعف خود، استفاده از حربه‌هاي رواني و شايعات جهت تضعيف روحية دشمن و تقويت روحية نيروهاي خودي‌و...

وقتي زندگي رسول‌خدا(ص) را مورد مطالعه قرار دهيم، مي‌بينيم آن‌حضرت از اين امر غافل نبوده و با به كارگيري فنون و تاكتيك‌هاي پيشرفته جنگي در اكثر جنگ‌ها بر دشمن خويش پيروز مي‌شدند و آنان را از اقدامات و تاكتيك‌هاي خود در بُهت و سرگرداني فرو مي‌بردند. چنانچه خاورشناس ايتاليائي واكستون كوستا مي‌گويد: «محمد به تمام معني كلمه بزرگ‌ترين پيشوا و فرمانده سياسي بود. سيادت و فرماندهي او در عالي‌ترين و بزرگ‌ترين مظاهر فرماندهي كه بشر به آن برخورده است تجلي مي‌نموده و در حقيقت نظير و مانندي براي آن نبوده و نيست».7

بنابراين، مراد ما از اصول تاكتيكي، آن دسته از تدابير و فنون نظامي است كه آن‌حضرت در مواجه با دشمنان اسلام در ميدان جنگ آنها را به كار مي‌بستند. و روش ما در بيان اين اصول، بدين گونه است كه پس از ذكر اصل مورد نظر، كيفيت پياده شدن آن را از سوي حضرت در برخي از جنگ‌ها اشاره مي‌كنيم.

1. ساماندهي سپاه

اقدام پيامبر اكرم(ص) براي سازماندهي سپاه اين بود كه آنان در صفوف منظمي در مقابل دشمن قرار مي‌داد. و اينك شواهدي از اين مدعا:

۱ـ ۱ـ اين امر براي اولين بار در جنگ بدر نمايان شد. بدين صورت كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با چوبى كه در دست داشت صفوف لشگر خود را مرتب ميكرد و چون بسواد بن غزيه رسيد مشاهده كرد كه قدرى جلوتر از ديگران ايستاده حضرت با همان چوبى كه در دست داشت بشكم او زد، فرمود: اى سواد مطابق ديگران بايست!8 پس از آن حضرت از سپاهيانش خواست تنها در صورتي بر دشمن يورش برند كه ايشان فرمان دهد. همچنين از آنان خواست تا موضع دفاعي در پيش گيرند و به دشمن حمله نكنند، مگر آنكه دستور حمله صادر شود و همه با هم بر دشمن حمله‌ور شوند9.

۱ـ ۲ـ در جنگ احد نيز پيامبر اكرم(ص) به صف‌آرائي نيروها و تعيين جايگاه و نقش هر يك در نبرد پرداختند. كوه احد را پشت سر قرار دادند و «عبدالله بن جبير» را همراه با پنجاه تيرانداز بر دامنه كوه گماشت و دستور داد تا مراقب نيروهاي دشمن باشند تا از پشت سر به آنان حمله نكنند. و خطاب به عبدالله فرمودند: «انضح الخيل عنّا بالنّبل، لا يأتونا من خلفنا، إن كانت لنا أو علينا، فاثبت مكانك لا نؤتينّ من قبلك10؛ با پرتاب كردن تير، دشمن را از ما برانيد، نگذازيد از پشت سر بر ما حمله كنند. ما در نبرد خواه غالب باشيم يا مغلوب، شما اين نقطه را خالي مگذاريد».

۱ـ ۳ـ پس از بازگشت از جنگ خيبر وقتي كه نيروي اسلام به وادي القري رسيدند، حضرت اصحاب خود را آماده ساخت و آنان حالت جنگي به خود گرفتند، سپس پرچمي به سعد بن عباده و پرچم ديگري را به حباب بن منذر و سهل بن حنيف و عباد بن بشر داد، آن‌گاه شروع به دعوت دشمن به اسلام كرد11. بدين ترتيب، آرايش صفوف از اولين اقدامات و فنون پيامبر اكرم(ص) در جنگ‌ها بود كه با همين فنون توانست از نيروهاي اندك خود بهره فراواني ببرد و در جنگ‌هايي كه برابري نيرو و امكانات جنگي بين دو سپاه وجود نداشت پيروز ميدان باشد.

2. تعيين سرپرست و فرمانده

پيامبر اكرم(ص) هر گاه گروهي را براي مانور نظامي يا كسب اخبار و اطلاعات اعزام مي‌كرد، از ميان آنان فردي را به عنوان فرمانده و رهبر انتخاب مي‌كرد و توصيه مي‌كرد كه تمام افراد گوش به فرمان او باشند. به عنوان نمونه:

۲ـ ۱ـ بيش از هشت ماه از اقامت پيامبر اكرم(ص) در مدينه نگذشته بود، كه ايشان نخستين پرچم را به دست عموي خود «حمزه» داد و سي نفر از مهاجران به فرماندهي وي، تا كرانه‌هاي درياي احمر كه مسير كاروان قريش بود، فرستاد12

۲ـ ۲ـ وقتي عبدالله به عتيك، مسعود بن سنان، عبدالله بن انيس، ابوقتاده حارث بن ربعي و خزاعي بن اسود تصميم گرفتند براي كشتن سلام بن ابي حقيق حركت كنند، از رسول‌خدا(ص) اجازه گرفتند، آن‌حضرت موافقت كرد و عبدالله بن عتيك را فرمانده آنان قرار داد، و به آنان توصيه كرد كه به زنان و كودكان هيچ‌گونه تعرضي نكنند13.

۲ـ ۳ـ در برخي از جنگ‌ها نيز دو يا سه نفر را به عنوان فرمانده انتخاب مي‌كردند، چنانكه در سال هشتم هجري پيامبر اكرم(ص) مردم را به جهاد فرا خواندند و سه هزار نفر را به فرماندهي جعفر بن ابي‌طالب، زيد به حارثه و عبدالله بن رواحه فرمانده قرار داد كه اگر يكي به شهادت رسيد، ديگري به جاي او سپاه را رهبري كند14.

 تعيين نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي

يكي از نكات مهمي كه در جنگ‌ها بايد به آن توجه شود،‌ دست‌يابي به اخبار و اطلاعات نيروها و تجهيزات دشمن و جلوگيري از فاش شدن اخبار و مسائل امنيتي مربوط به نيروهاي خودي است؛ به همين منظور پيامبر اكرم(ص) از همان آغاز جنگ‌هاي اسلامي، افراد و گروه‌هايي را براي كسب اخبار و اطلاعات دشمن تعيين مي‌كردند تا بر اساس اخبار به دست آمده تاكتيك مناسبي را پيش‌بيني و اجرا كنند. در ادمه چند نمونه از اين اقدام پيامبر اكرم(ص) ذكر مي‌شود:

۳ـ ۱ـ قبل از جنگ بدر، رسول‌الله(ص) عدي، طلحه به عبيدالله و سعيد به زيد را براي كسب اطلاعات از مسير كاروان و تعدا محافظان كاروان و نوع كالاهايشان اعزام نمود. همچنين يك گروه كه در ميان آنها زبير بن عوام، سعد بن ابي وقاص بود، به فرماندهي علي(ع) كنار چاه‌ بدر رفتند تا اطلاعاتي به دست آورند15.

۳ـ ۲ـ قبل از جنگ احزاب (خندق) نيز گزارشگران اطلاع دادند كه اتحاديه نظامي نيرومندي بر ضد اسلام تشكيل شده كه افراد آن در روز معيني حركت و مدينه را محاصره خواهند كرد. و به مدد اين

گزارش بود كه پيامبر اكرم(ص) و مسلمانان توانستند پيش از رسيدن سپاه عرب، خندقي هولناك پيش پاي دشمن حفر كنند كه مانع از پيشروي آنان به داخل شهر شوند16.

آن‌حضرت همچنان‌كه تلاش مي‌كردند از قواي دشمن كسب خبر كنند، سعي مي‌كردند تا اخبار و اطلاعات دقيق در مورد قوا و تجهيزات مسلمانان به گوش مشركان نرسد. و اصحاب نيز به اين امر توجه كامل داشتند. به عنوان در فتح مكه مسلمانان آن‌چنان بدون سر و صدا و مخفيانه حركت كردند كه تا پيش از رسيدن به منطقه مرّ الظهران، احدي از اهالي مكه از حضور آنان اطلاعي نداشت و وقتي در آنجا آتش افروختند، مردم مكه فهميدند و از حضور مسلمانان آگاه شدند17.

4. استفاده از نيروهاي كارآزموده و ماهر

پيامبر اكرم(ص) در جنگ‌ها به خصوص جنگ‌هايي كه از اهميت و حساسيت بيشتري برخوردار بود، از افراد ماهر و جنگجويان كارآزموده استفاده مي‌كردند تا ضمن كسب پيروزي، روحيه افراد را نيز براي نبرد بالا ببرند. به عنوان نمونه:

۴ـ ۱ـ آن‌حضرت در جنگ احد، به «سمره بن جندب» و «رافع بن خديج»، با آنكه پانزده سال بيشتر نداشتند اجازه داد تا در جنگ شركت كنند. ولي چون سمره از قدرت بدني خوبي برخوردار بود و رافع هم تيرانداز ماهري بود، پذيرفت كه آن دو در جنگ شركت كنند18.

۴ـ ۲ـ باز در جريان همان جنگ احد، حضرت شمشيري را به دست گرفت و فرمود: چه كسي مي‌تواند اين شمشير را گرفته با آن بجنگد و حق آن را به جا آورد؟ عده‌اي به پا خاستند و خواستند كه شمشير را از رسول‌خدا(ص) بگيرند، اما آن حضرت نپذيرفت تا اينكه «ابودجانه» كه مردي شجاع بود به پا خاست و عرض كرد: يا رسول‌الله! حق اين شمشير چيست؟ حضرت فرمود: «اين است كه آن‌قدر با بجنگد تا كج شود». گفت: پس من قبول مي‌كنم و حقش را ادا مي‌كنم. آن‌گاه رسول‌ اكرم(ص) قبول كرد و شمشير را به او سپرد19.

5. انتخاب بهترين نقطه براي استقرار نيرو

يكي از نكته‌هاي مهمي كه در جنگ‌ها بايد به آن توجه شود انتخاب نقطه مناسب براي استقرار نيروهاست؛ به گونه‌اي كه بتوان بر سپاه دشمن اشراف داشت و مراقب حركات آنان بود. همچينن بايد نقطه‌اي را براي استقرار نيروها برگزيد كه از حساسيت ويژه‌اي برخوردار باشد، به طوري كه در صورت لزوم بتوان با مراقبت و حفاظت از ان نقطه، مانع نفوذ دشمن شد و آنان را تحت فشار قرار داد.

۵ـ ۱ـ در جريان جنگ بدر،‌ پيامبر پس از ورود به منطقه بدر، در كنار چاه بدر اردو زد، و در مورد وضعيت استقرار سپاه با اصحاب مشورت كرد. حباب بن منذر وقتي كه فهميد توقف پيامبر اكرم(ص) در كنار چاه بدر، وحيي از جانب خداوند نيست، عرض كرد اي رسول‌خدا! اينجا نقطه مناسبي براي اردو زدن نيست، سپاهيان را تا نقطه‌اي پيش ببر تا به نزديكترين چاه به اردوگاه دشمن برسي، سپس در آنجا فرود آي و آن‌گاه ساير چاه‌ها را كه در آنجا وجود دارد پر كن و در كنار اين چاه كه انتخاب كرده‌اي حوضي بساز و از آب پر كن و سپس با آن مردم وارد جنگ شو تا بدين ترتيب ما آب براي نوشيدن داشته باشيم و آنان نداشته باشند. رسول ‌خدا(ص) نيز آن نقطه‌اي را كه حباب پيشنهاد كرده بود برگزيد و نيروها را در آنجا مستقر كرد20.

۵ـ ۲ـ در جريان جنگ احد، حضرت جايي را كه براي استقرار سپاه اسلام انتخاب كرد مناسب بود،‌ زيرا كوه احد و عينان در كنار و پشت سر آنها قرار داشت و دشمن نمي‌توانست از پشت سر به آنها حمله كنند21.

6. غافل‌گير كردن دشمن

از جمله تدابير نظامي پيامبر اكرم(ص) فريب دشمن و غافل‌گير ساختن آنها بود. لذا براي اين امر بر حفظ اسرار نظامي تأكيد مي‌ورزيدند. بسيار پيش مي‌آمد كه هنگام حركت، مقصد اصلي را اعلام نمي‌كردند و شواهدي بر اين مدعا:

۶ـ ۱ـ وقتي پيامبر اكرم(ص) مي‌خواستند براي جنگ با يهوديان خيبر از مدينه خارج شوند، همراه با نيروهاي اسلام راه شمال مدينه را در پيش گرفتند. برخي تصور كردند كه شايد منظور آن‌حضرت سركوبي قبائل «عطفان» و «فزاره» ـ كه همدستان يهود در جنگ احزاب بودند ـ مي‌باشد. اما وقتي پيامبر(ص) به بيابان «رجيع» رسيد، مسير حركت سپاه را به سوي خيبر تغيير داد. و با اين اقدام توانست هم يهوديان خيبر را غافلگير كند و هم مانع از ارتباط و كمك‌رساني قبيله غطفان به خيبريان شود.22.

۶ـ ۲ـ در جريان فتح مكه نيز به دستور پيامبر(ص) تمام راه‌هايي را كه به مكه منتهي مي‌شد، به شدت تحت كنترل نيروهاي اسلام بود. و آن‌حضرت براي رعايت اصل غافلگيري، تا لحظه حركت، وقت حركت و مسير و مقصد آن را اعلام نكرد، تا اينكه در روز دهم ماه رمضان سال هشتم هجري، فرمان حركت صادر گرديد. و بدون آگاهي قريش و جاسوسان آنان توانستند خود را به «مرّ الظهران» در چند كيلومتري مكه برسانند، و احدي از اهالي مكه از حضور آنان اطلاعي نداشت و وقتي در آنجا آتش افروختند، مردم مكه فهميدند و از حضور مسلمانان آگاه شدند23.

7. محاصره دشمن و درمانده كردن آنان

يكي از راه‌هاي پيروزي در جنگ اين است كه نيروي دشمن در محاصره قرار گيرد و هر گونه ارتباطش با بيرون قطع شود. يكي از روش‌هايي كه رسول‌خدا(ص) در بسياري از جنگ‌ها از آن سود جست، استفاده از اين تاكتيك نظامي بود. كه با انجام آن، ارتباط اقتصادي، نظامي و... دشمن را با خارج قطع و آنان را به ضعف و زبوني دچار مي‌كرد؛ در نتيجه ناچار به تسليم مي‌شدند. چنانچه در در جنگ بني‌نضير، بني‌قريظه، بني‌قينقاع خيبر و.. چنين كردند.

۷ـ ۱ـ پيامبر اكرم(ص) در جنگ بني‌نضير به يهوديان پيغام فرستاد كه بايد مدينه را ترك كنند؛ زيرا آنان پيمان خود با پيامبر را شكسته بودند و ديه مقتولان را نپرداخته بودند و حتي به جان پيامبر نيز سوءقصد كرده بودند. اما پس از آنكه يهوديان از ترك شهر خودداري كردند، حضرت دستور سپاه اسلام به سوي بني‌نضير حركت كنند. سپاه اسلام در اطراف منطقه آنان اردو زد و آنان را كه در دژهاي خود سنگر گرفته بودند محاصره كرد. اين محاصره پانزده روز طول كشيد. در نتيجه يهوديان ناچار شدند از در سارش درآيند و درخواست كردند كه حضرت از كشتن آنان صرف‌نظر و فقط از مدينه خارجشان كنند24.

۷ـ ۲ـ در جنگ بني‌قريظه هم پيامبر اكرم(ص) و يارانش بنا به روايتي ده روز و بنا به روايتي ديگر بيست و پنج روز آنان را محاصره كردند و يهوديان بني‌قريظه وقتي چنين ديدند، درمانده شدند و چون توان جنگيدن با آن‌حضرت را نداشتند تسليم گرديدند25.

بنابراين، يكي از فنون نظامي رسول‌خدا (ص) در جنگ‌‌ها، محاصره كردن دشمن و قطع ارتباط دشمن با خارج بود تا بدين ترتيب قدرت جنگيدن را از آنان سلب و موجب تسليم شدن آنها شود.

8. پوشيده نگه داشتن اخبار ناخوشايند از مسلمانان

حفظ و بالا بردن روحيه مجاهدان در جنگ از مهمترين و ضروري‌ترين كارهاست و چه بسا نيروهاي اندك با روحيه خوب و عالي بتوانند بر گروه كثيري پيروز شوند. لذا همواره سعي پيامبر اكرم(ص) بر اين استوار بود كه نيروهايش از روحية بالايي در جنگ‌ها برخوردار باشند و از كثرت نفرات و تجهيزات دشمن هراسي به دل راه ندهند. و اگر احياناَ اخبار ناخوشايندي مبني بر غلبه دشمن مي‌شنيد، سعي مي‌كرد آن اخبار را مخفي نگه دارد و از بازگو كردن آن خودداري مي‌كرد. چنانچه در جنگ خندق وقتي به پيامبر خبر رسيد «حي بن احطب» از جانب لشكر احزاب به نزد «كعب بن اسد»، رئيس قبيله بني‌قريظه رفته و رضايت او را در حمله به مسلمانان جلب كرده است، حضرت اينكه از حقيقت آگاه شود، «سعد بن معاذ» و «سعد بن عباده» را همراه با «عبدالله بن رواحه» به سوي بني‌قريظه فرستاد و به آنان فرمود:

«برويد و ببنيد آيا آنچه درباره اين گروه به ما رسيده است صحيح است يا نه؟ اگر صحت داشت به صورتي رمزگونه سخن گوئيد كه خود خواهم فهميد و مراقب باشيد در روحيه مردم ضعف و سستي به وجود نياوريد، اما اگر آنان را هنوز در پيمان خود با ما وفادار يافتيد اين مسئله را آشكارا اعلام كنيد. فرستادگان رسول‌خدا(ص) رفتند و وقتي صحت خبر را دريافتند به نزد حضرت بازگشتند و به صورت رمز و كنايه ماجراي پيمان‌شكني بني‌قريظه را بازگو كردند. رسول‌خدا(ص) براي آنكه مردم از اين خبر ناگوار نهراسند و ضعف و سستي در لشكر اسلام راه پيدا نكند، پس از شنيدن خبر با صداي بلند فرياد برآورد: «الله اكبر» بشارت و مژده باد بر شما نصر و پيروزي»26.

9. تفرقه افكني در سپاه دشمن

يكي از تدابير آن‌حضرت در جنگ‌ها ـ خصوصاً در جنگ احزاب ـ ايجاد تفرقه در سپاه دشمن بود؛ زيرا به همان اندازه كه نظم و اتحاد در موفقيت و پيروزي تأثير دارد، به همان ميزان تفرقه و بي‌نظمي در شكست سپاه مؤثر است. از اين‌رو، پيامبر اكرم(ص) با استفاده از اين روش، توانست در سپاه دشمن هرج و مرج و تفرقه ايجاد كند و در نهايت جنگ (احزاب) را به نفع مسلمانان خاتمه دهد. و اما تدابير پيامبر در ايجاد تفرقه در سپاه دشمن چنين بود:

۹ـ ۱ـ نعيم بن مسعود كه از رؤساي اشجع از قبيله غطفان بود، هنگامي كه محاصره مدينه به نهايت شدت رسيد، نزد رسول‌خدا(ص) آمد و گفت: اي رسول‌خدا! من اسلام آورده‌ام، اما خاندانم از مسلماني من خبر ندارند. پس بدانچه مي‌خواهي مرا فرمان ده. پيامبر به او فرمود: «در ميان ما تنها تو هستي كه اگر بخواهي مي‌تواني در اراده دشمن خللي به وجود آوري، در ميان آنان تفرقه ايجاد كن».

وي به نزد رؤساي بني‌قريظه رفت و به آنان گفت: «قريش و غطفان اگر اوضاع را تاريك ديدند، به شهر و بلاد خود بر مي‌گردند و شما را در اين شهر در برابر اين مرد تنها مي‌گذارند. بنابراين، تا عده‌اي از بزرگان آنان را به گروگان نگيريد، اقدام به جنگ با محمد(ص) نكنيد». بني‌قريظه پيشنهاد وي را پذيرفتند و نعيم از نزد آنان نزد قريش و سپس عطفان رفت و گفت: «يهود از پيمان‌شكني خود با محمد(ص) پشيمان شده و براي جبران آن قرار گذاشته‌اند، عده‌اي از شما را گروگان گرفته، تحويل وي دهند. اكنون شما مبادا افرادي را به آنها گروگان دهيد».

به خواست خداوند تدبير نعيم بن مسعود در تفرقه ميان احزاب مؤثر واقع شد. ابوسفيان در آخرين روز محاصره چند نفر از سران سپاه خود را نزد بني‌قريظه فرستاد مبني بر اينكه روز شنبه دسته‌جمعي حمله را شروع كنيم. يهوديان پاسخ دادند؛ به خدا سوگند تا افرادي را نزد ما به گروگان ندهيد، ما اقدام به جنگ نخواهيم كرد»27

بدين ترتيب، ميان قريش و يهوديان تفرقه ايجاد شد و آنان بدون اينكه از اين لشكركشي انبوه خود نتيجه‌اي مطلوب بگيرند، شكست خورده و برگشتند. و اين حاكي از درايت پيامبر اكرم(ص) در استفاده درست و صحيح از اين تدبير نظامي است.

10. مشورت و احترام به آراء ياران

يكي از عواملي كه موجب تقويت روحيه نيروها مي‌شود و از طرفي هم حس احساس مسؤليت را در آنان ايجاد مي‌كند، اين است كه فرمانده با نيروهاي تحت امر خود مشورت كند و نظر آنان را در مسائل گوناگون جويا شود. لذا يكي ديگر از اصولي كه پيامبر اكرم (ص) در جنگ‌ها بدان پايبند بودند، مشورت و نظرخواهي از اصحاب و ياران خود در مسائل نظامي و چگونگي مقابله با دشمنان بود. كه به چند نمونه اشاره مي‌شود:

۱۰ـ ۱ـ در جنگ بدر، چندين بار اصحاب خود را به مشاوره دعوت نمود و از آنان نظر خواست: يكي دربارة اينكه اصلاً با قريش بجنگند يا خير؟ كه همه جنگ را ترجيح دادند و آن‌حضرت هم رأي آنان را پذيرفت،28و ديگري دربارة محل جنگ كه كجا بجنگند؟ و نظر «حباب بن منذر»، مبني بر اينكه محل جنگ كنار چاه‌هاي بدر باشد، مورد تأييد قرار گرفت29.

۱۰ـ ۲ـ در جنگ احد، در مورد شيوه و محل جنگ با اصحاب به مشورت پرداخت. جوانان خواهان جنگ در بيرون از شهر بودند، اما برخي من جمله خود حضرت، طرفدار ماندن در مدينه و دفاع از شهر بودند. اما در نهايت پيامبر(ص) در مقابل رأي اكثريت تسليم شد و رأي اول را پذيرفت و به همراه لشكريان خويش به سمت كوه احد حركت كردند.30

۱۰ـ ۳ـ در جنگ خندق (احزاب)، براي حفاظت از شهر به مشورت پرداخت. برخي از اصحاب نظرهايي دادند و در نهايت نظر «سلمان فارسي» مبني بر حفر كردن خندق اطراف شهر مورد تأييد قرار گرفت31.

11. تصميم‌گيري قاطع

يكي از اموري كه نشانة توانائي فرمانده است و در به دست آوردن پيروزي نيز سهم بزرگي دارد، گرفتن تصميم‌هاي شايسته و قاطع، به ويژه در تنگناها و شرايط سخت مي‌باشد. ژنزال مونتگمري وات در اين باره مي‌گويد: «نقش فرمانده در هدايت جنگ و اجراي فنون نبرد بسيار مهم است. فرمانده بايد در لحظه‌هاي سخت و موقعيت‌هايي كه سرنوشت نهائي جنگ در آنها مشخص مي‌شود به ارزيابي و بررسي شرايط و حوادث بپردازد و با شهامت و اراده‌اي محكم تصميم بگيرد و به مرحلة اجرا بگذارد».32

با نگاهي به تاريخ پيامبر(ص)، شاهد خلق چنين تصميم‌گيرهايي از سوي آن‌حضرت هستيم كه به چند مورد اشاره مي‌شود:

۱۱ـ ۱ـ در ماجراي جنگ بدر، مسلمانان (كه تعدادشان ۳۱۳ نفر بود) براي رويارويي با كاروان تجاري قريش كه از شام به مكه باز مي‌گشتند، از مدينه خارج شدند. ابوسفيان پس از آگاهي از لشكركشي مسلمانان، ضمن اينكه مسير كاروان را به طرف درياي سرخ تغيير داد، از مكه نيز نيروي كمكي درخواست كرد. مكيان هم با وسائل كامل جنگي از قبيل: اسب، شمشير، زره و با تعداد هزار نفر جهت مقابله با مسلمانان از مكه خارج شدند.

پيامبر اكرم(ص) خود را بر سر دو راهي ديدند، زيرا از يك طرف او و يارانش براي مصادرة كالاهاي تجارتي قريش از مدينه آمده بودند و از همين‌رو نه از لحاظ نفرات و نه از لحاظ وسائل جنگي، آمادگي لازم براي مقابله با ارتش بزرگ مكه را نداشتند؛ و از طرف ديگر اگر از راهي كه آمده بودند باز مي‌گشتند، پيامدهاي ناگواري را براي آنان به همراه داشت: يكي اينكه مشركان قريش آنان را به سستي و خودباختگي متهم كنند و حتي احتمال اينكه آنان را تا مدينه تعقيب و حمله كنند نيز وجود داشت، دوم اينكه يهوديان مدينه نيز بر آنان طمع كرده و حمله كنند، و سوم اينكه اين عقب‌نشيني مي‌توانست بر دعوت فراگير اسلام آثار بدي بر جاي بگذارد.

لذا، پيامبر اكرم(ص) با بينش عميقِ يك فرماندة بي‌نظير،‌پس از مشورت با اصحاب و ياران و شنيدن آراء آنان، صلاح را در اين ديدند كه هرگز عقب‌نشيني نكنند و با قوائي كه در اختيار دارند تا آخرين لحظه نبرد كنند.33

۱۱ـ ۲ـ در جنگ احد وقتي شايعة كشته شدن پيامبر(ص) منتشر شد، روحية مجاهدان اسلام به شدت تضعيف شد، به طوري كه گروه زيادي از آنان دست از جنگ كشيدند و به كوه پناه بردند و فقط تعداد انگشت‌شماري در ميدان باقي ماندند. آن‌حضرت با هدف تكذيب شايعة كشته شدن خويش، بر بالاي تپه‌اي رفتند و ياران فراري‌ خويش را با نام و نشان صدا مي‌زدند و مي‌فرمودند: «فلاني به نزد من بيا، فلاني به نزد من بيا، من رسول خدايم».34

اين اقدام پيامبر(ص) تصميمي به‌جا و قاطع بود كه با اتخاذ آن در تنگنائي شديد، توانست روحية از دست رفته نيروهايش را برگرداند و آثار منفي شايعة دروغين را از بين ببرد و نمونه‌اي از يك فرماندة مدير و پر استقامت را به جهانيان ارائه كند.

12. دور انديشي

دورانديشي و تدبر، ميوة پيشرفته‌ترين مراحل هوشياري و تجربة نظامي است. پيامبر اكرم(ص) از اين لحاظ بسيار دورانديش بودند و مسائل نظامي را با ديدگاه سياسي ارزيابي و تجزيه و تحليل مي‌كردند. بدين صورت كه ابتدا همة احتمالات را بررسي كرده و سپس تصميم مي‌گرفتند. در ادامه بحث به چند نمونه اشاره مي‌شود:

۱۲ـ ۱ـ چنانچه در صفحات ۶و۷ گذشت، حضرت در جنگ احد، براي اينكه در اثناي جنگ از پشت سر از سوي دشمنان غافلگير نشوند، پنجاه تيرانداز را بر تنگه «عينين» مستقر ساختند و به فرماندة آنان دستور دادند به هيچ وجه اين محل را ترك نكنند. اين اقدام حضرت، بيانگر تدبير و دورانديشي ايشان مي‌باشد كه اگر افراد گماشته شده، مسؤليت خود را به نحو احسن انجام مي‌دادند و از فرمان فرماندة خود سرپيچي نمي‌كردند، مسلمانان در جنگ شكست مي‌خوردند و متحل آن خسارتها نمي‌شدند.

۱۲ـ ۲ـ يكي ديگر از اقداماتي كه بيانگر دورانديشي پيامبر(ص) است، انعقاد پيمان صلح با كفار قريش در منطقة حديبيه بود كه در تاريخ به همين نام مشهور شد. با اينكه اغلب سپاهيان با قرارداد صلح مخالف بودند، اما رسول‌خدا(ص) كه آيندة كار را روشن و موفقيت‌آميز ارزيابي مي‌كردند، آن را پذيرفتند35. و سير حوادث، درستي نظر ايشان را تأييد كرده و معلوم شد كه تصميم حضرت پس از سنجيدن و ارزيابي همة جوانب گرفته شده بوده است.

13. تقسيم كار

رسول‌خدا(ص) براي سرعت بخشيدن و آساني كارها، آنها را بين افراد سپاه تقسيم مي‌كردند تا فشار و سختي كار بر دوش عدة خاصي سنگيني نكند، بلكه همه مردم به طور يكسان و مساوي مشقت و سختي كار را تحمل كنند و از اجر و ثواب اخروي بهره‌مند گردند. به عنوان نمونه به يك مورد اشاره مي‌شود:

در ماجراي جنگ خندق، وقتي پيامبر اكرم(ص) با نظر سلمان فارسي مبني بر حفر خندق اطراف موافقت كردند، زمين را خط كشدند و براي هر ده نفر چهل ذراع تعيين كردند كه حفر كنند36.در نتيجه، مسلمانان موفق شدند در كوتاه‌ترين زمان ممكن يعني در شش روز از كندن خندق فارغ شوند37.

ادامه دارد....


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده مهمان(مهمان) در تاریخ 30 سرطان 1387
بيشتر وبا فكر بازتر مطالعه كن
نام شما / ایمیل شما