سایر منو ها
شناسنامه سايت
دعوت به همكاري
لینکستان
گزيده ديگر سايت ها
دانش نامه مشرق
نقشه سايت
صفحه اصلي
مقالات
پايان نامه ها
خبرها
ارتباط با مدیریت
گزارش ها
كتاب ها
 
Home arrow  مقالات arrow افغانستان در عصر امان الله خان
افغانستان در عصر امان الله خان چاپ ارسال به دوست
تحقيق ها و پژوهشهاي تاريخي - تاريخ معاصر افغانستان
نویسنده علي اكبر فياض   
15 ميزان 1387

افغانستان در عصر امان الله خان

امان الله خان

نويسنده: علي اكبر فياض

 

امان الله خان پسر حبیب الله خان نوه عبدالرحمن خان از طایفه بارک زایی از ایل ابدالی معروف به درانی ، در سال 1309 هـ .ق در منطقه پغمان غرب شهر کابل متولد شد. در مدرسه نظامی کابل تحصیلات خودش را در آن زمان آن قدر که ممکن بود به پایان رسانید. تحصیلات تکمیلی خود را نزد محمود سامی پاشا گذراند و زبان ترکی را نیز از ایشان فراگرفت .

در زمان امارت پدرش به واسطه مخالفت مادرش با حبیب الله و طرفداری ایشان از مادرش ، مورد بی مهری پدر قرار گرفت. در غیاب پدر اگر نوبت متصدی نیابت سلطنت به او می رسید نهایت تلاش و مراقبت را در جهت آسایش زندانیان بکار می برد و حتی ملاقات محرمانه با آنها نیز می نمود. وی از سپاهیان حمایت می کرد و در جهت رضایت آنها تلاش می نمود.

بنابر برخی نظریات قتل امیر حبیب ا... خان به تحریک مادر امان الله واقع شده و امان ا لله نیز جزء تحریک کنندگان قتل بود. پس از قتل امیر حبیب الله خان ، امان الله ، عموی خودش امیر نصرالله خان را زندانی کرد و پس از یک سال در زندان مسموم نمود. در مورد قتل حبیب الله و به سلطنت رسیدن امان الله ، میر محمد صدیق فرهنگ می نویسد : « همچنانکه قتل امیر حبیب الله خان نتیجه سازش در داخل دربار بود مسئله جانشینی او نیز توسط انقلابی  درون دربار بود. » امیر حبیب الله خان توسط تفنگچه شب در منطقه « کله گوش » لغمان در سال 1919 م . به قتل رسید . پس از بلند شدن صدای تفنگچه افسر وظیفه دار ، شخصی را که پایش به طناب خیمه بند شده بود و به زمین خورده بود گرفتار ساخت، اما در این موقع جنرال محمد نادرخان فرا رسید و به صورت افسر مذکور سیلی زد و گفت : « امیر خواب است باید او را آرام گذاشت » شخص گرفتار شده از فرصت استفاده کرد و فرار نمود .

افسر وظیفه دار شاه علیرضا کرنیل از ایل بیات غزنی بود که بعد از مدتی بدون اثبات جرم توسط امان الله خان به اتهام قتل امیر اعدام شد و جنرال نادر خان که قاتل را فراری داده بود تبرئه گردید . بعد از قتل امیر حبیب الله، برادر او امیر نصر الله خان در جلال آباد اعلام پادشاهی کرد و به اکثر نقاط افغانستان نامه نوشت که از امیر نصرالله خان ملقب به نائب السلطنه اطاعت کنند. اما امان الله خان که در کابل به عنوان جانشین موقت پدر بود ، نه تنها از فرمان عموی خویش اطاعت نکرد بلکه خود را شاه اعلام کرد و اقدامات زیر را جهت جلب مردم نیز انجام داد :

1 ـ متهم ساختن نائب السلطنه و همراهان او به شرکت در دسیسه قتل امیر حبیب الله و اعلام خونخواهی شاه سابق

2 ـ افزایش تن خواه(دستمزد) افراد مسلح به میزان پنج روپیه در ماه.

3 ـ اعلام استقلال افغانستان به شمول استقلال در مناسبات و مبادلات خارجی  .

 این اقدامات که با فعالیت بی سابقه عده ای از جوانان در بین افراد ارتش و جامعه  و در جلال آباد تبلیغ گردید، در رقابت کاکا و برادر زاده کفه ترازو به نفع برادرزاده سنگین شد. به طوری که سربازان به رهبری یک افسر جزء به نام غلام رسول از مردم هرات به طرفداری امان الله خان قیام نمود و امام جمعه را وادار ساخت که خطبه روز جمعه را به نام امان الله خان بخواند و اینها توانستند نادر خان را با برادرانش محبوس به کابل بفرستد .

امیر نصرالله ملقب به نائب السلطنه چون اوضاع را چنین دید از مقام خود استعفاء داد و با سایر سربازان به کابل آمده و به امان الله تسلیم شد، امان الله در همان موقع نطق با حرارتی در محضر عام ایراد نموده طی آن با اعلام استقلال کشور ، مردم را به اصلاحاتی مبنی بر آزادی ، مساوات ، رفع ظلم و از بین بردن رشوه خواری و سایر فساد اداری نوید می داد . چون این ادعاها با خواسته های باطنی مردم و آرمانهای آنها موافق بود مورد استقبال مردم قرار گرفت مردم با شاه جوان و روش او اظهار همکاری نمودند. در این میان حضرت صاحب شور بازار معروف به شاه آقا بر سر امان الله دستار شاهی بست .

بررسی قتل امیر حبیب الله خان

در جلسه ای که امان الله و عده ای از مردم و سران مملکت و افراد با نفوذ حضور داشتند موضوع قتل امیر حبیب الله نیز مطرح شده و شاه علیرضا کرنیل به عنوان قاتل امیر اعلام و نائب السلطنه به عنوان تحریک کننده او به حبس کشانده شد که تاکنون هیچ سندی که این ادعا را ثابت کند به دست نیامده و مقصد اعدام علی رضا ، پوشاندن هویت قاتل اصلی بوده است . محمد نادر خان تبرئه شده آزاد گردید . نائب السلطنه به زندان ارگ منتقل گردیده و بعد از یکسال در آنجا مرد .

اعلام شاهی و تحول کیفی

با وصف این حوادث می توان گفت : « با اعلام پادشاهی امان الله خان وضع سیاسی و اداری مملکت بطور کیفی تغییر نمود و برای اولین بار در تاریخ افغانستان ، آزادی ولو محدود در روابط مردم و دولت پدیدار گردید. به گونه ای که مردم احساس می کردند دیگر تمام تصمیم ها در بالا گرفته نمی شود تا جهت پیروی مردم ابلاغ گردد ، بلکه خود مردم هم می توانند در تصمیم گیری مملکت شریک باشند . کشور دیگر تحت رهبری کسی است که جلو فساد و ظلم و حق کشی را می گیرد.

رابطه افغانستان و انگلیس

امیر در تاریخ 3 مارچ 1919 م . طی نامه ای به لارد چلمسفورد وایسرای هند از کشته شدن امیر حبیب الله و به تخت نشستن خود و بیعت سردار نصرالله خان خبر داد و افغانستان را به عنوان یک کشور آزاد و مستقل معرفی کرده آمادگی اش را جهت انعقاد عهد نامه جدید اظهار داشت. متعاقب آن نماینده هند بریتانوی در کابل  گزارش داد که امیر جدید چنین اعلام نموده (13  آپریل 1919 م .):

« من خود و کشورم را از نگاه داخلی و خارجی کاملا آزاد و مستقل اعلام می دارم ، پس از این مملکت من که مانند مملکت و قدرت های دیگر آزاد خواهند بود به هیچ قدرت اجازه نخواهم داد که در مسائل داخلی و خارجی افغانستان به اندازه یک سر مو مداخله نماید» ( تاریخ معاصر افغانستان ص 237 ) و در نتیجه این گزارش و اعلام نظر حکومت افغانستان بین نیروهای انگلیسی و افغانی در مناطق پیشاور ، جلال آباد ، قندهار و سرحد جنگ درگرفت که قیام عمومی مردم را نیز به دنبال داشت و قوای نظامی افغانستان موفق شد تا مذاکره و متارکه را به مردم خود و تا حدی به مردم جهان به منزله پیروزی افغانستان ارائه کند. در پایان کار منظور اصلی خود را که استقلال افغانستان بود از سیاستمداران کهنه کار انگلیس بگیرد و به تعقیب آن مذاکرات صلح در سه مرحله بین مقامات افغانی و انگلیسی صورت گرفت .

مرحله اول مذاکرات راولپندی

هیات افغانی به سرپرستی علی احمد خان در 25 جولای 1919 م. به راولپندی وارد شد و هیات انگلیسی به ریاست هملتن گرانت سکرتر امور خارجه در 26 جولای به مذاکره با هیات افغانستان شروع کرد .

هیات افغانی در این مذاکره دو نکته را طرح نمود :1 ـ تصدیق استقلال افغانستان از جمله آزادی مناسبات این کشور با کشورهای خارجی .

2 ـ تعدیل خط دیورند که سرحد آزاد تماما و منطقه وزیرستان خصوصا به افغانستان سپرده شود .

این تقاضاها طرف انگلیسی را در مذاکرات در موقعیت دفاعی قرار داد . مذاکرات تا 16 آگوست طول کشید و در آخر به امضاء معاهده صلح مورخ 8 آگوست 1919 م . منجر گردید . نتیجه این شد که افغانستان از ادعای خود بر منطقه سرحد آزاد صرف نظر کند و در مقابل انگلیس استقلال خارجی افغانستان را تایید کند . ازاین بین محمد ولی خان سفیر افغانستان در بخارا به روسیه سفر کرد و با با لنین و سایر رجال روسیه ملاقات کرد و روشن کرد که انگلیسیها توسط قیام مسلحانه مردم در افغانستان و هند دچار ضعف شده و 20 هزار هندی به افغانستان مهاجرت نموده اند . اکثر مهاجرین مسلمانهای هند بودند که به نفع افغانستان تمام شد. بنابراین مرحله دوم مذاکره پیش آمد .

مرحله دوم مذاکره در میسوری

رهبری هیات افغانستان را در این مذاکره محمود طرزی وزیر خارجه افغانستان و هیا ت انگلیسی را سر هنری دابس سکرتر امور خارجه هند به عهده داشت مقصد این مذاکره عادی ساختن اوضاع بین دو کشور و امضاء معاهده ی دوستی بین شان بود. در این مذاکره طرفین به خواسته هایشان پافشاری نمودند انگلیس حاضر نشد تغییر در خط دیورند ایجاد کند و افغانستان هم حاضر نشد از استقلال خود دست بر دارد به همین دلیل مذاکره به نتیجه ای نرسید و معاهده ای امضاء نگردید . در تاریخ 12 آپریل 1920 م .که مذاکره آغاز گردید ، هیات افغانی بدین قرار بود: عبدالهادی داوی ، غلام محمد خان ، پیر محمد خان و غلام صدیق خان چرخی .

مرحله سوم مذاکره در کابل

بعد از مذاکرات میسوری ، لندن و حکومت هند بریتانوی در تلاش بودند تا با امیر افغانستان به توافقی برسند . در نتیجه یک هیات هند بریتانوی( 5 جنوری1921 م . ) به ریاست دابس وارد افغانستان گردید و از 20 جنوری تا اول دسامبر آن سال گفتگوهای طولانی و دوام داری صورت گرفت .

این مذاکره به دعوت امان الله خان صورت گرفت هیأت انگلیسی به ریاست سرهنری دابس در ماه جنوری 1921 م. در کابل وارد شد اما بنا به برخی تحولات این مذاکره به نتیجه نرسید . سرانجام به صورت ضمنی که تایید استقلال افغانستان بود در این ماه عهد نامه ای دیگر به امضاء رسید به موجب این عهدنامه انگلیس استقلال افغانستان را در امور داخلی و خارجی با الفاظ صریح تایید نمود و موافقت نمود که وزیر مختار هر دو  در پایتخت های دو کشور تاسیس گردد در مقابل افغانستان نیز با الفاظ صریح و واضح خط دیورند را به عنوان سرحد دو کشور تایید نمود .

علت به نتیجه نرسیدن مذاکرات اولیه

همانطوری که ذکر شد بنابر برخی تحولات مذاکرات به نتیجه نرسیده از جمله اینکه برخی هیأت افغانی اعزامی به اروپا به ریاست محمد ولی خان به ایتالیا رسید و حاضر شد معاهده تجاری و کنسولی با آن کشور امضا کند . حکومت انگلیس در قضیه مداخله کرد و گفت که افغانستان جزو قلمرو کشور انگلیس است و صلاحیت امضای چنین معاهده را ندارد و هنگامی که هیات به لندن رسید کرزن وزیر خارجه انگلستان از مذاکره در مسائل سیاسی ابا ورزید و آنرا با وضع اهانت آمیز به وزارت امور هند راجع ساخت. رسیدن این اخبار به کابل هیجان بزرگی دربین مردم و دولتمردان تولید نمود .

اولین نتیجه عملی استقلال این بود که افغانستان توانست با کشورهای مختلف جهان مناسبات سیاسی ، بازرگانی و فرهنگی برقرار نماید. دروازه های افغانستان را به روی افکار ، اندیشه ها ، فرهنگ ها و تکنیک جدید باز نماید. آموزش و پرورش به صورت محدود در کشور گسترش یافت و ابتدا دبیرستان جدیدی به نام امانیه ، به کمک فرانسه در کابل تاسیس گردید و کار حفاری آثار باستانی روی دست گرفته شد و همچنان کارشناسان آلمانی ، ایتالیایی و ترکی برای مهندسی ، کشاورزی و امور نظامی به کابل وارد شدند و دبیرستان دیگری به نام لیسه امانی به کمک آلمان ساخته شد .

علاوه بر سفارتخانه های روس و انگلیس ، نمایندگی های سیاسی کشورهای ترکیه ، ایران ، فرانسه ، آلمان و ایتالیا در کابل شروع به کار کردند و سفارتخانه های افغانستان در کشورهای مذکور تاسیس گردیده آغاز به کار کردند .

در این میان عده ای از محصلین مکاتب برای تکمیل تحصیل و کارشناسی در رشته های مختلف از جمله مسایل نظامی به آلمان ، روسیه ، ترکیه و ایتالیا فرستاده شدند هر چند عده اندکی از اینان موفق شدند به درجه تخصص و کارشناسی برسند اما اقامت آنها در کشورهای خارجی و بازگشت آنها به کشور تحولی را در ذهن های افراد در مورد مظاهر تمدن جدید به وجود آورد .

 

از شورش منگل تا مسافرت به اروپا

در این شورش علاوه بر قبیله منگل ، بعضی از قبایل جنوب از جمله احمد زایی ، جاجی و سلیمان خیل نیز شرکت داشتند که در اوایل سال 1924 م . شروع شد و تا اواخر سال ادامه پیدا کرد . بهانه شورشیان تغییر قانون مذهبی جزاء بود که یکی از شورشیان به نام ملاعبدالله معروف به ملای لنگ در یک دست قرآن و در دست دیگر قانون مذکور را گرفته و گفته که کدامیک بهتر است و قبول دارید ؟ بالاخره امان الله خان عقب نشست چون فضل عمر مجددی حضرت شور بازار تحت تاثیر نور المشایخ و جنرال محمد نادر خان از حمله به شورشیان خودداری کرد .( افغانستان در قرن پنجم 1371   هـ .ش. ص 525 )

خودداری وی از عملیات نظامی علاوه بر تشویق شورشیان هسته ای از مخالفت در خارج کشور بوجود آورد که بعدها دو برادر نادر خان به نام محمد هاشم خان و شاه ولی خان به آن پیوستند چون شاه تحت فشار نظامی قرار گرفت و از طریق غزنی ، وردک و لوگر ، شورشیان کابل را تحدید می نمودند . لویه جرگه را در پغمان تشکیل داد که در آن نقش فقه حنفی تقویت شده و آزادی های شخصی محدود گردید .

پس از شورش منگل که دولت در آستانه سقوط قرار گرفته بود شاه به اهمیت اداره ولایات متوجه گردید و برای جلوگیری از فساد اداری و رشوه خواری که به تناسب تغییر در طرز معیشت مامورین عالی رتبه و گسترش نیازمندیهای قشر بالای جامعه رو به افزایش بود به مسافرتهایی در داخل کشور اقدام نمود . اما از این اقدامات نتیجه مطلوب در جهت پایان بخشیدن فساد اداری و فعال ساختن ادارات در تطبیق اصلاحات بدست نیامد .

شاه آرزومند اصلاحات بود اما از آنجایی که در راس امور استانها و ادارات دولتی اکثرا آدمهای با نفوذ از اطرافیان خانوادگی خود شاه و سنتی بودند . اگر مورد انتقاد و یا اخراج قرار می گرفتند ، باز شاه با فشار اطرافیان و مخصوصا مادرش مجبور به نصب آن در مقام دیگر می شد .

مسافرت به اروپا

در ماه های اخیر سال 1927 م . که فضای سیاسی کشور کاملا مکدر و حاکمیت  فساد اداری اکثر بدنه دولت را تسخیر کرده بود . شاه اراده سفر به خارج از کشور نمود . ظاهراً این سفر کاری مثبت و تکمیل کننده ی ریفورم و گسترش دهنده مناسبات افغانستان با کشورهای دیگر مخصوصا اروپا بود . اما اوضاع کشور این مسافرت را ایجاب نمی کرد . کشور بحرانی بود مخصوصا که سفر به کشورهای زیادی صورت می گرفت و طولانی می گردید . در این مسافرت وی با همسرش ملکه ثریا و عده ای دیگر از رجال دولتی پس از عبور از هند به اروپا رفته  ، در همه جا با پذیرایی گرم مردم  مقامات دولتی مواجه شدند در هند سخنرانیهای پرشوری احساسات ضد استعماری مردم را به جوش آورد و در کشورهای مصر ، آلمان و ترکیه که سابقه مخالفت با انگلیس داشتند مبارزه شاه جوان ، باعث پرستیژ( جایگاه پیدا کردن ) آن گردید که به نیکی استقبال شد .

به کشورهای انگلستان ، روسیه و ایران که از نظر همسایگی و روابط تجاری علاقه نشان می دادند مسافرت شاه افغانستان زمینه مناسب و مساعد برای شناخت و ارزیابی متقابل به وجود آورد . این مسافرت 7 ماه طول کشید و منجر به عقد قرار دادها و معاهداتی با سایر کشورها گردید به عنوان نمونه : دولت آلمان پنج میلیون مارک بدون بهره به افغانستان داد ـ آلمان و فرانسه دیپلم لیسه های امانیه و امانی را در دانشگاه های خود به رسمیت شناختند.

 ـ احداث راه آهن در افغانستان با یک شرکت مختلط آلمانی- فرانسوی و مسایل دیگر...

 

اصلاحات بعد از مسافرت

در ماه جون 1928 م . شاه و همراهانش پس از پایان بازدید از ایران از طریق هرات و قندهار به کابل بازگشتند.

بعد از بازگشت شاه از عقب نشینی که 4 سال قبل در لویه جرگه پغمان در برابر ملایان و عناصر محافظه کارکرده بود پشیمان بود و اکنون می خواست آن را توسط اقدامات تازه جبران کند این بار اصلاحات شاه محصول طرح و اندیشه متفکران افغانستانی مانند محمود طرزی و محمد ولی نبود بلکه اصلاحات تازه بیشتر از مغز شاه نشأت می گرفت چه بسا که روشنفکران با محتوا و طرز اجرای آن مخالف بودند این اصلاحات جدید عبارت بود از :

1 ـ رفع حجاب و آزاد ساختن زنان

2 ـ مردان لباس سنتی را ترک کنند و کلاه و لباس اروپایی بر تن نمایند .

3 ـ اجبار اعضای لویه جرگه به پوشیدن دریشی و تصویب ماده های از قبل تعیین شده که از 6 سنبله ( شهریور ) تا 14 سنبله 1307 هـ .ش . دوام پیدا کرد . در پایان کار وکلا با ذهن مخالف و برآشفته مجلس را ترک گفتند و در بازگشت به محل سکونت خودشان ، شاه را برخی به بی دین و برخی به بدعت و نوآوری در دین متهم ساختند .

شاه مسئله صدراعظم را مطرح ساخت اما خود اساسا به آن عقیده نداشت چون ایشان یک انسان جاه طلب و مغرور بود.شاه سردار شیر احمد خان را که رئیس شورا بود به تشکیل کابینه مامور ساخت . سردار مذکور چون در بین هیچ یک از دو دسته سیاسی و روشنفکران نفوذ و منزلتی نداشت و از طرفی خواست که کابینه خود را از بین همین وزرا تعیین کند هیچ کدام با او همکاری نکردند و از او بعضا معذرت خواستند. شیر احمدخان از ناکامی خود به شاه گزارش داد و شاه هم از تعیین صدر اعظم منصرف شد .

دو جریان سیاسی تحول طلب و محافظه کار وجود داشت که به صورت رسمی و حزبی نبودند ، رهبری تحول طلبان را محمد ولی خان و رهبری محافظه کاران را محمدنادر خان به عهده داشت که بایستی مقام صدراعظمی به یکی از این دو ، داده می شد تا کابینه را از بین همکاران خود تشکیل می دادند.

همزمان با لویه جرگه روحانیون و روسای قبایل نیز در برابر شاه و اصلاحات او برخاستند در این میان مجددی ها و حدود 400 ملای دیگر عزل شاه را با فتوا اعلام کردند ولی آنان را اهالی جنوب دستگیر نموده و تحویل دولت دادند که دولت 4 نفر از ملایان را اعدام کرد اما شاه حکم اعدام خاندان مجددی را به حبس ابد تبدیل از طرفی دیگر اعزام تعدادی از دختران برای تحصیل به ترکیه و پخش عکسهای نیمه برهنه ملکه ثریا که در مسافرت اروپا گرفته شده بود در بین قبایل باعث شد که خوانین و روحانیون به عنوان سند بی دینی و بی ناموسی شاه به عوام اعلام کنند .

در چنین اوضاع و احوال که تضاد علیه شاه اوج گرفته بود. آخرین دسته روشنفکری که یگانه طرفداران برنامه اصلاحات بودند . کابینه را ترک گفتند . شاه توسط درباریان متملق که از مردم جدا شده بود به اصلاحات تشویق می شد و در حالی که دوستان واقعی او را در چنین شرایطی از نتایج آن بر حذر می ساختند .

قیام مردم شنوار و حملات حبیب الله بچه سقو

از ماه عقرب سال 1307 هـ.ش . شنواریها به دلیل عدم رسیدگی حکومت به شکایاتشان مرکز حکومت اچین را غارت نموده ، خزانه و اسلحه افراد محافظ را تاراج کردند  و چندی بعد راه کابل به پیشاور را قطح نموده به طرف جلال آباد پیشروی کردند دولت وقت در خاباندن شورش با فرستادن نیرو و اشخاص متنفذ توفیقی نداشت . در این هنگام که شورش در شرق ، دولت را تهدید می کرد در شمال کابل مخالفت آخوند زاده ی تکاب که به پایتخت نزدیک بود خطر جدی تر را متوجه دولت ساخت وی از روحانیونی بود که بعد از اصلاحات در زمره مخالفان شاه قرار گرفت و دسته ای از راهزنان کوهدامن و کوهستان را به رهبری حبیب الله معروف به بچه سقا جمع کرد . و به نیروهای دولت شبیخون زدند و آنها را تار و مار ساختند .

حبیب الله ابتدا در لشکر نظام یافته امان الله خان خدمت می کرد بعد به هند بریتانوی فرار کرد و در بازگشت به همراه راهزنان معروف دیگر ( سید حسین اهل چاریکار ) رهبری دسته ای از راهزنان را بر عهده گرفتند و در شمال کابل مسافران و کاروان ها را تارج می کردند .

از زمان حبیب الله خان در دوره پادشاهی او شنیده شد که از سال 1307 هـ.ش . یکی دو بار درصدد کشتن امان الله شاه برآمده و برای این منظور به پغمان رفته اما به دلایلی این ترور صورت نگرفت . حبیب الله بعد از این که با دولت امان الله مصالحه کرد و از دولت اسلحه دریافت کرد و قول داد که از راهزنی و کوه گریزی دست بردارد به قول خویش عمل نکرد و در حقیقت با این روش خود و افراد خویش  را بیشتر مسلح کرد . وی پس از آن که خود را بدین صورت تقویت کرد در 2 قوس 1307هـ.ش . به مرکز حکومتی کوهدامن ( سرای خواجه ) و خزانه و اسلحه  را به تاراج برده ، در راس یک دسته سیصد نفری به طرف کابل پیشروی کرد و تا دروازه های شهر کابل پیش آمد ب طوریکه سنگر گیری در قصر شهرآرا و باغ بالا و ده کیپک صورت گرفت . اما بر اثر جراحتی که حبیب الله برداشت ، نیروهای وی به کوهدامن برگشتند . در این کار و زار شخصاً " محمدولی خان وکیل " ، در راس افراد گارد شاهی و پلیس به میدان جنگ رسیدند و شورشیان را در قصر شهر آرا متوقف ساختند . به هرحال این حمله ، شاه را به شدت تکان داد به صورتی که طی یک اعلامیه هیجده ماده ای اصلاحات خود را عوض کرد و اظهار ندامت نموده برای اثبات پیشمانی " عالیه بیگم " دختر عمویش سردار نصرالله خان را به ازدواج خود در آورد و خواست که بگوید تعددت زوجات را قبول دارد . اما مردم خوب می دانستند که شاه ترسیده و اراده را از دست داده است و دیگر روحیه ندارد .

حمله دوم حبیب الله بچه سقو و سقوط کابل

عقب نشینی شاه روحیه مخالفین را تقویت کرد و حبیب الله در شب 23 جدی 1307 هـ.ش. هنگامی که سراسر تپه ها و کوههای اطراف کابل را مه و غبار زمستانی پوشانده بود همراه شورشیان از طریق کوتل خیر خانه به کابل نزدیک شدند . در همین وقت از عقب جبهه ی دولت از مواضع مجهول شهر کابل صدای فیر عمومی تفنگ برخاست که هم مردم شهر و هم عسکران به وحشت افتادند . این وحشت در طول جبهه به سرعت انتشار یافت و شایعه شد که شورشیان شنواری و ننگرهاری پایتخت را اشغال کرده اند . در حالی که تمام شایعه بود و به این صورت زمینه حمله بچه سقا مجددا به شهر کابل هموار گردید. چون این خبر به شاه رسید از مقام خود استعفا نموده و برادرش  " عنایت الله خان " را به عنوان شاه آینده تعیین کرد و به اتفاق خانواده و عده ای چون محمود طرزی ، غلام صدیق خان و محمد یعقوب خان عازم قندهار شد. شب در میان به قندهار رسید. این سفر به امان الله خان و یارانش خیلی سخت گذشت ، زیرا موتر حامل وی پر از سکه طلا بود و در راه به مزاحمین و راهداران مواجه می شد .

حرکت امان الله خان ساعت 9 صبح 24 جدی بود و ساعت 10 طبق یک اعلان رسمی ارکان دولت در قصر دلگشا جمع شدند بدون اینکه بدانند چه حادثه ای اتفاق می افتد بعد از مدتی عنایت الله خان برادر بزرگ شاه وارد شد ورقه ای به امضاء شاه امان الله خان قرائت گردید که در آن گفته شده بود:«خیر مملکت مقتضی بر این است که از شاهی دست بکشم زیرا تمام خونریزیها و انقلاباتی که درمملکت است به سبب مخالفت با من می باشد . » و شاه در این ورقه استعفای خود را اعلان کرده بود و سلطنت را به برادرش عنایت الله خان واگذار نموده بود ،  بنابراین حضار شروع به بیعت کردند .

شاه جدید صرفاً سه روز توانست پادشاهی کند و آن هم در محوطه ارگ و بخشی از شهر کابل بود . در ظهر همان روز عنایت الله هیاتی نزد بچه سقو فرستاد تا کنارگیری شاه امان الله خان و به امارت رسیدن خویش را اعلام کند اما دیگر دیر شده بود نیروهای شورشی درصدد فتح کابل بودند و اعتنایی به هیات نکردند قوای شورشی داخل شهر شده ارتفاعات را اشغال کرده ارگ شاهی را محاصره نمودند شورشیان در تمام شهر امارت بچه سقو را به عنوان " امیر غازی حبیب الله خادم دین رسول الله "  با آواز بلند جار می زدند . در این هنگام خود بچه سقو در کابل نبود اما برادرش و سید حسین وارد کابل شده بودند بعد از دو روز بچه سقو وارد کابل شد و در بین هوادارانش سیاست خویش را چنین اعلام کرد : « من اوضاع بی دینی ولاتی گری حکومت سابق را دیدم . کمر خدمت به دین بستم و شما را از کفر و لاتی گری نجاد دادم . درآینده من پول بیت المال را به تعمیر و مدرسه ضایع نکرده و به عسکر و ملاها خواهم داد که دعا کنند . مالیات و عوارض ملکی و گمرکی نخواهم گرفت شما رعیت من هستید بروید و به خوشی بگذارنید » .

بر اساس یک توافق عنایت الله و سربازان و افسران ارگ با حبیب الله درگیر نشدند و در عوض بچه سقو اجازه داد تا عنایت الله خان با طیاره انگلیسی از کشور خارج شوند. دو روز بعد در 17 جنوری 1929 م. دو طیاره انگلیسی به کابل رسید و سردار عنایت الله خان با خانواده اش به طرف پیشاور پرواز کردند و ساعت 30/2 بعدازظهر دروازه های ارگ به روی شورشیان باز گردید .

 

اصلاحات امانی

کسانی که امان الله را در رسیدن به سلطنت یاری رساندند . استقلال کامل کشور از انگلیس و اصلاحات در امور اداری را می خواستند . در کنار آن ، یک حکومتی که شاه مطلق العنان نباشد و مردم هم در تصمیم گیری نقش داشته باشند. اما اصلاحات این دولت به قرار ذیل بوده :

1 ـ ایجاد یک دولت مستقل مرکزی و دوری از قبیله گرایی

2 ـ آزادی مشروطه خواهان و عدم مزاحمت برای آنها، مشروطه خواهان دو دسته بودند:

الف ) مشروطه خواهان اعتدالی مانند عبدالهادی خان نویسنده ی سراج الاخبار ، که در بین اینها سیدقاسم خان رشتیا نیز حضور داشت .

ب ) مشروطه خواهان ناسیونالیسم افراطی با تمایلات چپی، به رهبری عبدالرحمان خان که میرغلام محمد غبار در بین آنها بود .

گرچه اینها موفق به تشکیل حزب سیاسی نشدند اما روح انتقاد و قضاوت آزاد را در بین جوانان در برابر دولت پرورش دادند .

3 ـ تصویب اولین قانون اساسی که 20 حمل 1322 هـ .ش . از طرف هشتصد مرد از ارکان دولت و سران قبایل که شاه در جلال آباد و به نام لویه جرگه دعوت کرده بود به تصویب رسید.

 4 ـ تدوین نظام نامه ها از قبیل صدور تذکره برای نفوس و دریافت پاسپورت و نظام نامه فروش املاک سرکاری ( دولتی ) و ...

5 ـ تغییرات در مورد طرز لباس پوشیدن زن و مرد و احداث مدارس جدید .

جامعه افغانستان متشکل از اقوام و قبایل مختلف با زبان و آداب و رسوم متفاوت می باشد . از جانب دیگر سیطره بریتانیا در آن زمان فشار هندبریتانوی و اختلاف بین شاه و اصلاح طالبان و پیچیدگی رقابت درون دربار و غرور و عدم درک صحیح شاه از اوضاع ریشه های موفق نشدن بود . با همه اینها عواملی را برای ناکامی ذکر کرده اند .

برخی از عوامل ناکامی

1 ـ تضاد بین اصلاحات و منافع قشر حاکم جامعه مانند : فئودالها و روحانیون بزرگ ، ملایان ، ملاکان ، و اعیان و درباریان .

2 ـ خوی و خصلت شخص شاه ، اخلاق او از عناصر گوناگون و به ظاهر متناقض تشکیل شده بود که در آن افراط و شتابزدگی به سایر عناصر غلبه داشت .

3 ـ تحریک مخالفین امان الله شاه توسط عناصر انگلیسی در داخل کشور و مخالفتهای عملی آن کشور به طوری که در روزهای اغتشاش بچه سقا و شنواری ها طیاره های انگلیسی بر فراز شهر کابل به پرواز درآمده و به درخواست وزیر مختار انگلیس در کابل اقدام به پخش اوراق تحدید آمیز علیه دولت نموده و همین شخص با بچه سقا تماس مستقیم گرفت .

 

فرهنگ و مطبوعات در عصر امان الله خان

اساس معارف ( تعلیم و تربیه ) و مطبوعات جدید در دوره ی سلطنت امیر حبیب الله خان صورت گرفته بود  . اما در آن زمان این دو عنصر مختص پایتخت بود و ولایات در تاریکی نبود علم و معرفت زندگی می کردند . امان الله تلاش کرد با تاسیس مکاتب و نشر جراید در ولایات این نقصیه را رفع نموده و منفعت معارف و مطبوعات را عمومی سازد . این یکی از با ثمر ترین کار عصر او بود . اولین علائم فرهنگ و ادب جدید در کشور با انتشار جریده سراج الاخبار پدیدار گشت .

 


یادداشت های بازدیدکنندگان

نویسنده در تاریخ 23 سرطان 1389
برادر عزیز سلام : بعد از احترامات از شما خواهشمندم تا در صورت امکان اگر پیشکفتار یا مقدمه بنویسید و مطابل را که نوشته کردید بسیار مفید است خیلی ها ممنون شما میشوم

نویسنده در تاریخ 06 اسد 1389

نویسنده محمدیاسین قاریز در تاریخ 26 اسد 1388
مطالب نوشته شما خیلی جالب و معلوماتی است اما موضوع که مهم و خواندنی است معاهدات است که در زمان امان الله خان منعقد گردیده است.

نویسنده faridahmadahmadi879 در تاریخ 08 دلو 1391
وضع دربار نیست دوست عزیز

نویسنده در تاریخ 22 ثور 1392
برادرعزیزبسیار آموزنده است تشکر

نویسنده در تاریخ 15 حمل 1392
واقعا مفید است جهانی سپاس......................!
نام شما / ایمیل شما